صفحه اصلی > نقد فیلم : نقد فیلم این را در هواپیما مطالعه نکن 2020

نقد فیلم این را در هواپیما مطالعه نکن 2020

فیلم این را در هواپیما مطالعه نکن

بدشانسی در تور نویسندگی

نام انگلیسی: فیلم Don’t Read This on a Plane
نام فارسی: فیلم این را در هواپیما مطالعه نکن
محصول: ۲۰۲۰
امتیاز: ۱ از ۴ – 〇〇〇⬤

نقد فیلم این را در هواپیما مطالعه نکن

یووانا نویسنده‌ای است که برای معرفی و تبلیغ سومین کتاب خود راهی یک تور اروپایی شده است. نخستین توقف او ونیز در کشور ایتالیاست؛ اما به محض رسیدن به شهر و مراجعه به هتل، متوجه می‌شود که برخلاف تصورش هیچ اتاقی به نام او رزرو نشده است. تماس با ناشر، دلیل این اتفاق را روشن می‌کند: انتشارات ورشکسته شده و دیگر توانایی تأمین هزینه‌های سفر او را ندارد. از اینجا به بعد، اگر یووانا همچنان قصد ادامه دادن تور را داشته باشد، باید تمام مخارج را شخصاً پرداخت کند.

او که تمایلی به متوقف کردن سفرش ندارد، تصمیم می‌گیرد سراغ اقامتگاه‌های ارزان‌تر برود. البته این راه‌حل نیز چندان باب میلش نیست، چرا که هتل‌های ارزان‌قیمت با سبک زندگی و انتظارات او سازگاری ندارند. در نهایت، با استفاده از یک سایت مخصوص اقامت رایگان، این امکان را پیدا می‌کند که در خانه افرادی که از مسافران میزبانی می‌کنند چند شب اقامت داشته باشد. در ادامه مسیر، یووانا با آدم‌های مختلفی روبه‌رو می‌شود و هر بار تجربه‌ای تازه به دست می‌آورد؛ با این حال، روایت فیلم تقریباً بدون تغییر مسیر و با همان ریتم اولیه تا پایان پیش می‌رود.

«فیلم این را در هواپیما مطالعه نکن» از آن دسته فیلم‌هایی است که شاید برای یک عصر آرام و خسته‌کننده انتخاب چندان بدی نباشد. فیلم نه قرار است هیجان زیادی به مخاطب منتقل کند و نه او را با پرسش‌های پیچیده و درگیرکننده مواجه سازد. بیشتر شبیه اثری است که می‌توان هنگام خستگی تماشایش کرد و بدون نیاز به تمرکز زیاد، مدتی را با آن سپری کرد. چنین فیلم‌هایی گاهی به دلیل فضای آرام و بی‌تنش خود لذت‌بخش هستند، اما مشکل زمانی شکل می‌گیرد که همین آرامش با فقدان خلاقیت همراه شود.

تماشای فیلم این را در هواپیما مطالعه نکن در شرایطی که انتظار اتفاقی مهم یا تغییری جدی در مسیر داستان دارید، می‌تواند تجربه‌ای خسته‌کننده باشد. روایت از همان دقایق ابتدایی تکلیف خود را با مخاطب مشخص می‌کند و نشانه چندانی وجود ندارد که قرار باشد در ادامه با حادثه‌ای غیرمنتظره یا چرخشی بزرگ روبه‌رو شویم. فیلم به همان مسیر ساده‌ای که آغاز کرده ادامه می‌دهد و تصویربرداری و موسیقی معمولی آن نیز چندان تلاشی برای ایجاد هیجان یا برجسته کردن موقعیت‌های داستانی نمی‌کنند.

نقد فیلم بیدار | Awake | داستانی آخرالزمانی
بیشتر بخوانید

با این حال، در میان این سادگی می‌توان گاهی قاب‌هایی پیدا کرد که از نظر بصری جذاب‌تر از سایر بخش‌های فیلم هستند. یکی از نمونه‌های قابل توجه، صحنه‌ای است که یووانا در کتابخانه بزرگ برلین ایستاده و بخشی از کتاب خود را می‌خواند. همچنین عبور او از کتاب‌فروشی‌ها و کتابخانه‌های مختلف شهرهای اروپایی، فرصتی برای خلق تصاویری متفاوت فراهم می‌کند. تنوع این مکان‌ها نیز قابل توجه است؛ از کتاب‌فروشی‌ای که در یک قایق قرار گرفته تا کتابخانه عظیم برلین. همین فضاها تا حدی به فیلم هویت بصری می‌دهند و نشان می‌دهند که حتی یک روایت ساده نیز می‌تواند از محیط پیرامون خود برای ساختن قاب‌های به‌یادماندنی استفاده کند.

شخصیت یووانا و حرفه او، یعنی نویسندگی، ما را به یاد مجموعه‌ای از شخصیت‌های زن نویسنده در سینما می‌اندازد. از آن شرلی که بخش مهمی از کودکی و نوجوانی بسیاری از مخاطبان را شکل داده تا جو، خواهر نویسنده در «زنان کوچک»، و حتی شخصیت‌هایی چون کولت که داستان زندگی‌شان دستمایه آثار سینمایی قرار گرفته است. فیلم «کولت» که در سال ۲۰۱۸ ساخته شد، زندگی یکی از مشهورترین نویسندگان زن فرانسه را دنبال می‌کند و مسیر زندگی او را از دوران جوانی تا ازدواج و سال‌های پس از آن به تصویر می‌کشد. در آنجا از همان ابتدا مشخص است که فیلم قصد دارد داستان زندگی زنی با سرگذشتی ویژه و قابل توجه را روایت کند.

اما «فیلم این را در هواپیما مطالعه نکن» چنین هدفی ندارد. یووانا قرار نیست به قهرمانی بزرگ تبدیل شود یا با اتفاقی سرنوشت‌ساز مسیر زندگی خود را تغییر دهد. سفر او بیشتر تجربه‌ای شخصی است؛ سفری که در جریان آن با آدم‌ها و محیط‌های تازه روبه‌رو می‌شود و شاید بتواند از این تجربه برای شناخت بهتر خودش و دنیای اطرافش استفاده کند. همین رویکرد باعث شده فیلم از کلیشه داستان‌های قهرمان‌محور فاصله بگیرد، اما در عین حال فقدان کشمکش جدی، یکی از مهم‌ترین ضعف‌های آن نیز محسوب می‌شود.

کارگردانی فیلم این را در هواپیما مطالعه نکن بر عهده اسکات مک‌برتنی است؛ فیلمسازی که پیش‌تر با «پاپ آپ» توانسته بود جوایزی به دست آورد. این بار او اثری بسیار ساده‌تر را انتخاب کرده و شاید مهم‌ترین ویژگی فیلم این را در هواپیما مطالعه نکن نیز همین اصرار بر سادگی باشد. مک‌برتنی تلاش نکرده برای جذاب‌تر کردن داستان، اتفاقات عجیب و غیرمنطقی به آن اضافه کند یا با پیچیده کردن بی‌دلیل روایت، مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد. فیلم همان داستان ساده خود را دنبال می‌کند و تا پایان نیز از همین مسیر خارج نمی‌شود.

فیلم میاموتو موساشی، شمشیر خشم ۱۹۷۳ - نقد و بررسی کامل
بیشتر بخوانید

البته اینکه فیلم این را در هواپیما مطالعه نکن از اضافه کردن اتفاقات غیرضروری پرهیز می‌کند، الزاماً به معنای موفقیت کامل آن نیست. سادگی زمانی می‌تواند به نقطه قوت تبدیل شود که پشت آن نگاه، شخصیت‌پردازی یا ایده‌ای قابل توجه وجود داشته باشد. در اینجا، گاهی احساس می‌شود فیلم این را در هواپیما مطالعه نکن بیش از آنکه از سادگی به‌عنوان یک انتخاب آگاهانه استفاده کند، به آن وابسته مانده است. نتیجه نیز اثری است که تماشای آن دشوار نیست، اما دلایل زیادی هم برای بازگشت دوباره به آن در اختیار مخاطب قرار نمی‌دهد.

از سوی دیگر، سفر یووانا بهانه خوبی برای نمایش شهرها و فضاهای مختلف اروپایی است. فیلم این را در هواپیما مطالعه نکن در بعضی لحظات بیش از آنکه به یک داستان کلاسیک متکی باشد، شبیه سفری تصویری در میان شهرها، کتابخانه‌ها و کتاب‌فروشی‌ها عمل می‌کند. برای مخاطبی که از فیلم‌های آرام و سفرمحور لذت می‌برد، این ویژگی می‌تواند جذاب باشد؛ اما برای کسی که از یک فیلم انتظار کشمکش، تحول شخصیت یا داستانی پراتفاق دارد، احتمالاً نتیجه ناامیدکننده خواهد بود.

شاید برای مقایسه، تماشای فیلم «من قبلاً اینجا می‌رفتم» نیز انتخاب مناسبی باشد؛ اثری که از نظر مضمون و حال‌وهوای کلی تا حدودی با فیلم حاضر اشتراک دارد، اما مسیر متفاوتی را برای روایت انتخاب می‌کند. مقایسه این دو فیلم نشان می‌دهد که چگونه یک ایده نسبتاً مشابه می‌تواند با دو رویکرد کاملاً متفاوت به نتیجه برسد؛ یکی با تکیه بیشتر بر تجربه و آرامش و دیگری با ایجاد کشمکش و تغییر در مسیر داستان.

در مجموع، «فیلم این را در هواپیما مطالعه نکن» فیلمی ساده، آرام و کم‌ادعاست که نه می‌خواهد مخاطب را غافلگیر کند و نه قصد دارد داستانی بزرگ و فراموش‌نشدنی تعریف کند. همین بی‌ادعایی شاید برای گروهی از تماشاگران مزیت محسوب شود، اما برای مخاطبی که به دنبال روایتی پرتحرک و خلاقانه است، به مهم‌ترین ضعف اثر تبدیل خواهد شد. فیلم را می‌توان برای ساعتی آرام و بدون توقع زیاد تماشا کرد؛ اما اگر قرار باشد از سینما انتظار هیجان، کشف یا تأثیرگذاری ماندگار داشته باشیم، این سفر ادبی و اروپایی احتمالاً مقصد چندان رضایت‌بخشی نخواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

چهارده + سیزده =