نام انگلیسی: Borderline
نام فارسی: فیلم شخصیت مرزی
محصول: ۲۰۲۵ – ایالات متحده
ژانر: اکشن، کمدی
ردهی سنی: ۱۶+
امتیاز: ۲ از ۴
مصطفی ملکی
شخصیت مرزی یک نوع اختلال روانی است که فرد را در مرز رواننژندی یا روانپریشی نگاه میدارد. افراد دچار این اختلال بهآنی ممکن است عاشق شوند، احساس تنهایی و یأس کنند و در نتیجه دیگران را تهدید به خودکشی کنند. آقای «جیمی واردن» در اولین گام بلند سینمایی خود سعی دارد کاراکتر «پاول» را درگیر این اختلال نشان دهد و اتفاقاً در افتتاحیه کلیهی علائم این اختلال را همچون گزارهای در اختیار مخاطب قرار میدهد.
فیلم شخصیت مرزی دههی ۱۹۹۰ در جریان است. پاول شیفته و استاکر خوانندهای معروف با نام سوفیاست و سعی دارد هر طور که شده با او ازدواج کند. برخورد ابتدایی او با محافظ شخصی سوفیا همهی آنچه را که قرار است در ادامه شاهد باشیم بهطور خلاصه در اختیارمان قرار میدهد.
آقای واردن در فیلم شخصیت مرزی خود سعی دارد با پس و پیش کردن رخدادها تعلیق موجود در فیلم شخصیت مرزی را قوت ببخشد. باید گفت این تعلیق در ذهن مخاطب باقی میماند و پردههایی که کارگردان روی برخی نقاط روایت میکشد باعث میشود مخاطب به داستان همچون پازلی ساده اما سرگرمکننده بنگرد.
آنچه در فیلم شخصیت مرزی بسیار مبهم بهنظر میرسد تلاش کارگردان برای تبدیل کردن آن به یک دلهره-کمدی روانشناسانه است. باید گفت این تلاش بیهوده است و کمدی روی این روایت نمینشیند. تصور اینکه بازی خوب بازیگری چون «ری نیکلسن» در روایتی بدون این کمدی آببستهشده تا چه حد میتوانست بازی پدرش را در فیلم «درخشش» بهیاد آورد حسرتبار است.
ری نیکلسن طی این چند سال در حال بازی در آثار جریان اصلی و مستقل در ژانرهای دلهره و هیجانانگیز است. آقای واردن از این هدیه نهایت بهره را نبرده و با اضافه کردن کمدی به درون روایت خود جان فیلم را گرفته است. کمدی ساختار این داستان را کاملاً بر هم زده است.
بههمین سبب است که آقای واردن سعی دارد کمدی خود را وارد دالان ابزوردیسم کند و از دختر تازهنوجوان بل و خواهرزنش بهره میبرد که هیچکدام قرار نیست ارزش افزودهای برای روایت داشته باشند. شایدی این داستان اگر در همان دنیای روانشناسانه و تاریک خود باقی میماند، آقای واردن از طریق اختلال شخصیتی پاول بهراحتی میتوانست کمی هم سوررئالیسم به روایت خود اضافه کند.
تدوین خوب فیلم شخصیت مرزی باعث شده برخی نماهای خنثی و در برخی موارد اضافه به چشم نیایند. اما همین تدوین خوب قادر به پر کردن جای خالی منطق گمشدهی روایت نیست. آقای واردن در اثر خود آنقدر بازی موشوگربهی پردهها را ادامه میدهد که در بخش دوم داستان فیلم شخصیت مرزی دست به حذفی بزرگ میزند و هیچگاه نمیتواند جای خالی آن را در پردهی سوم پر کند.
او سعی دارد در داستان خود همهی روایت را بر دوش یک کاراکتر نیندازد و زاویهدید داستان بین چند کاراکتر پخش میشود. این کار زمانی قابل اعتناست و به پیشبرد روایت کمک میکند که کارگردان یک لوکیشن را بهعنوان مرکز رخدادها قرار دهد. اما آقای واردن سعی دارد داستان را در سه محل به اوج خود برساند و عملاً عمارت سوفیا در این میان گم میشود.
گمشدن چنین لوکیشن مهمی در داستان اهمیت رخدادهای درون آن را نیز کم میکند. در هر حال گام اول آقای واردن در سینمای بلند داستان قابل احترام است و بهعنوان فیلم اول او اثری قابل تماشاست.