نام انگلیسی: Dead to Rights
نام فارسی: فیلم مدرک جرم
محصول: ۲۰۲۵ – چین
ژانر: تاریخی، جنگ
ردهی سنی: ۱۶+
امتیاز: ۲.۵ از ۴
فیلم «شهر زندگی و مرگ»، محصول ۲۰۰۹ کشور چین، بود؛ روایتی در باب قتلعام خونین چندصدهزار نفر توسط ارتش امپراتوری ژاپن هنگام تصرف شهر نانجینگ. پس از آن اثر حال نوبت به آقای «شن آئو» رسیده که در چهارمین تجربهی بلند سینمایی خود بار دیگر به درون نانجینگ برود.
واقعیتهای تلخ و آزاردهندهی جنگهای قرن بیستم باید برای هر نسل بازنمایی شوند. این بازنماییها به حافظهی جمعی جهان کمک بسیاری میکنند و باعث میشوند هر نسلی بهدرستی با واقعیتها مواجه شود.
در فیلم مدرک جرم نیز کارگردان از سه طریق مخاطب را به درون روایت خود میبرد؛ قتلعام و شیوههای آن توسط ارتش ژاپن، روابط بینافردی کاراکترهای اصلی، و در نهایت بخش شعاری و خامهی روی کیک روایت.
ابتدا به درون بازنمایی این قتلعام میرویم. کارگردان تا جایی که میتواند این قتلعام را در گوشهوکنار شهر و بر اساس مستندهایی که در اختیار دارد برای مخاطب امروزی بازنمایی میکند.
در تماشای ابتدایی فیلم با نوعی زیباییشناسی آتش و خون مواجه میشویم که چشم را در قابهایی عریض به خود خیره میکند. اما مشکل آنجاست که کارگردان در این بازنمایی گویی سعی دارد تا جایی که میتواند فشردهسازی کند.
بههمین دلیل، گذر دوربین او به هر جای شهر میافتد و باعث پراکندگی روایت در سکانسهای لایی میشود. بهنوعی مخاطب فیلم مدرک جرم در تجربهی دوم خود از تماشای فیلم مدرک جرم عملاً درگیر نگاه توریستی قابهای کارگردان میشود و نه بازنمایی کشتاری خونین و بیرحمانه.
اما کارگردان چینی یک داستان در فیلم مدرک جرم ارائه میدهد و بهنوعی قدرت او در فیلم مدرک جرم وابسته به همین داستانی است که حول «آ-چانگ» بهعنوان یک پستچی جوان میگذرد.
دوربین کارگردان در ابتدای ورود خود به این داستان سعی در تعقیب این کاراکتر دارد و رفتهرفته، و از طریق تدوین موازیای که از یکسو اشغال شهر را تصویر میکند و از سوی دیگر تلاش این کاراکتر را برای زندهماندن، ضربآهنگ را ملایمتر میکند و در نهایت ثبات روایی درون عکاسخانهای میان شهر، مخاطب را درگیر روایت میکند.
کارگردان در ورود به دنیای این پسر جوان و اطرافیانی که تا انتهای پردهی اول به او اضافه میشوند سعی دارد مشتِ نمونهی خرواری از جامعهی چینی را ارائه دهد. باید گفت در این شخصیتپردازیها کاملاً موفق عمل کرده است. اما در پیشبرد همین داستان نیز شاهد پای لنگ کارگردان هستیم.
بهنوعی در بخش سوم اثر عملاً با بریدههایی شعاری مواجه میشویم که نشان از سردرگمی روایت دارند. شاید داستان این کارگردان در همان لحظهای که مادر و دختر روی زمین میافتند به پایان میرسد و مابقی فیلم مدرک جرم آش شلهقلمکاری بینمک است؛ آنقدر بینمک که مخاطب تحتتأثیر، دو پردهی قبلی را فراموش میکند.
در بند بالا از پردهی سوم پر از سرگردانی گفتیم که خود مقدمهای برای شعارهای حزب کمونیست چین است. بهنوعی وطنپرستی چینی در چنین روایتهایی جای خود را به نوعی «خلق در خدمت حزب» به سبک مائویی میدهد.
چنین رویکردی باعث عقیم ماندن آن بازنمایی کشنده و طاقتفرسا در پردههای اول و دوم میشود. در نتیجه، مخاطب جهانی این روایت پیش از پایان اثر اشک در چشمانش خشک میشود؛ اشکی که کارگردان از طریق نگاه ویرانگر و برآمده از مستندهای جنگ بیرون کشیده.
اما همهی این تلاشها در نهایت با همان رویکرد نگاه به داخل و نه نگاه به سینما نقش بر آب میشوند. در هر حال، تماشای این اثر و فیلم محصول سال ۲۰۰۹ قبل از مراجعه به تاریخ سیاه این کشتار ضروری بهنظر میرسد.
آقای شن آئو در فیلم مدرک جرم هم نشان میدهد کارگردان خوشذوقیست و در بلاکباسترهایی از این دست قدر بودجه را میداند. این قدرشناسی را بهراحتی میتوان در جلوههای ویژه، چهرهپردازیها، طراحی لباس، و مهمتر از همه باز با نور و تکنیکهای عکاسی بهعنوان یکی از موتیفهای اصلی فیلم شاهد بود.



