نام انگلیسی: In Your Dreams
نام فارسی: انیمیشن در رویاهایت
محصول: ۲۰۲۵ – ایالات متحده
ژانر: انیمیشن، فانتزی
امتیاز: ۰ از ۴
«استیوی» مدتیست متوجه رفتارهای سرد پدر و مادرش شده است. او که از برادر کوچکتر خود، «الیوت»، نیز خسته است، فقط میخواهد مادر و پدرش مانند گذشته یکدیگر را دوست داشته باشند و او هم در این میان اتاقی مستقل و دور از برادرش داشته باشد. اما استیوی تصور میکند این اتفاق رخ نخواهد داد، مگر آنکه معجزهای رخ دهد. او و الیوت تصور میکنند با یافتن مرد شنی این معجزه رخ خواهد داد.
«انیمیشن در رویاهایت» اولین تجربهی کارگردانی «الکس وو» در حوزهی انیمیشن بلند است؛ تجربهای که با وجود پتانسیل بالا در موضوع «رویاها» و روابط خانوادگی، به روایتی آشفته، ناپخته و بهغایت کمعمق تبدیل شده است.
انیمیشن در رویاهایت تلاش میکند میان قصههای موفقی چون «کارخانه هیولاسازی»، «درون و بیرون» و تا حدی «کارخانه شکلاتسازی» پلی بزند، اما نتیجه چیزی فراتر از یک تقلید سطحی و رنگارنگ نیست؛ کاریکاتوری بیهویت که نه جذابیت بصری خیرهکننده دارد و نه داستانی قابلپیگیری.
استیوی، دختر نوجوانی که نگرانیاش از سردی رابطهی والدین و خستگی از برادر کوچکترش «الیوت» آغازگر ماجراست، هیچگونه شخصیتپردازی مشخصی دریافت نمیکند. انیمیشن در رویاهایت حتی به مخاطب نمیگوید او دقیقاً چند سال دارد، در چه مقطعی از مدرسه است.
یا چه ویژگیهایی او را از دیگر شخصیتهای مشابه متمایز میکند. این مشکل در مورد الیوت نیز تکرار شده و تفاوت سنی، جایگاه و حتی نقش او در انیمیشن در رویاهایت بهوضوح تعریف نشده است.
همین بیهویتی در مورد والدین نیز دیده میشود. انیمیشن در رویاهایت تنها با نشاندادن جلد یک آلبوم موسیقی که عکس پدر و مادر روی آن است میکوشد گذشتهی آنها را روشن کند، اما هیچ توضیحی دربارهی ریشهی اختلافشان، بحران رابطه یا دلیل نگرانی استیوی ارائه نمیدهد. گویی فیلمساز حتی زحمت چند دقیقه پرداخت شخصیتها را نیز به خود نداده است.
ورود شخصیتها به ماجرای «مرد شنی»—که قرار است آرزوها را برآورده کند—نه تنها کمپرداخت شده بلکه عملاً فاقد هرگونه منطق دراماتیک است. کتابی پیدا میشود، تصویری دیده میشود و ناگهان بچهها در دنیایی دیگر قرار میگیرند؛ بدون اینکه سازوکار این انتقال توضیح داده شود.
دنیای رویاها نه قواعد مشخصی دارد و نه ارتباطی قابلفهم با شخصیتها برقرار میکند. مخاطب نمیفهمد: بچهها چگونه وارد رویاها میشوند یا از آنها خارج میشوند؟ چرا همهچیز اینقدر ساده، بیقاعده و بیهدف اتفاق میافتد؟

مرد شنی چه کسی است و چرا میخواهد استیوی و الیوت را در دنیای رویاها نگه دارد؟ تحقق رویاها چه منطقی دارد و این درام قرار است دربارهی چه باشد؟ زنی که در تاریکی برای چند لحظه ظاهر میشود چه نقشی در داستان دارد؟ این حجم از پرسشهای بیپاسخ نه از پیچیدگی روایت، بلکه از ضعف آن ناشی میشود.
«انیمیشن در رویاهایت» در نهایت تنها مجموعهای از چند سکانس رنگارنگ و بیهدف است؛ تصاویری از تختی که پرواز میکند، بچههایی که دست در دست هم قوی میشوند و موجوداتی فانتزی که نه زیبایی چشمگیری دارند و نه معنا و جایگاهی در روایت. انیمیشن در رویاهایت از نظر ساختار، شخصیتپردازی و حتی منطق جهانسازی بسیار خام و ناپخته پیش میرود و در پایان حرف قابلتوجهی برای مخاطب باقی نمیگذارد.


