نام انگلیسی: Getting To Know You
نام فارسی: فیلم دارم میشناسمات
محصول: ۲۰۲۰
امتیاز: ۱.۵ از ۴ – 〇〇◐⬤
سارا
«اَبی» برای مراسم خاکسپاری برادرش وارد شهری کوچک میشود و در همان ابتدای ورود به هتل با «لوک» آشنا میشود. لوک برای مراسم تجدید دیدار با همکلاسیهایاش وارد این شهر شده است. او بعد از سالها دوری به شهر زادگاهاش بازگشته است. این دو در طی سفرشان به شهر با یکدیگر بیشتر آشنا شده و بارقههای عشقی میانشان جرقه میزند، اما همهچیز فقط دوست داشتن نیست.
داستانهای عاشقانه اگر در بستری منطقی رخ دهند و علل و معلول خاص خود را داشته باشند، حتی اگر پر از حوادث غیرمترقبه و دور از واقعیت باشند، باز هم زیباییهای خاص خودشان را دارند.
فیلمهای متوسطی که شاید دیدنشان آنچنان که باید بیننده را به وجد نیاورد، اما لذتبخش خواهد بود. فیلم «تعطیلات»، محصول ۲۰۰۶، داستان دو نفر است که با جابهجا کردن خانههاشان برای تعطیلات، در خانه و محیط جدید، کاملاً اتفاقی با شخصی جدید آشنا شده و عاشق میشوند.
فیلم «خواستگاری»، محصول ۲۰۰۹، داستان یک ناشر است که اقامتاش در آمریکا روبهاتمام بوده و برای اینکه بتواند باز هم آن را تمدید کند، به اجبار از منشیاش خواستگاری میکند.
فیلم «در میدلتون»، محصول ۲۰۱۳، که در سطحی بالاتر از دو فیلم دیگر است، داستان زن و مردی میانسال است که با اینکه هر دو ازدواج کردهاند، اما در طول یک روز، زمانی که اتفاقی همدیگر را میبینند، به هم احساس نزدیکی کرده و حتی عاشق میشوند.
فیلمهای اینچنینی اگرچه داستانهاشان خلاقیت خاصی ندارد، اما زمانی که دربارهی روابط انسانی و روابط عاشقانه صحبت میکنند، جذاب هستند. همهی این فیلمها در بستری از کمدی از واقعیتهایی حرف میزنند که شاید گفتنشان در فیلمهای غیرکمدی اینچنین تأثیرگذار نباشد.
فیلم دارم میشناسمات داستان یک مرد و زن میانسال است که در محیطی جدید و با رخ دادن اتفاقاتی کاملاً تصادفی با هم مواجه شده و این اتفاقات منجر به آشنایی این دو و یافتن وجههای مشترک در خصوصیات اخلاقیشان میشود. آنها کمکم بدون اینکه خودشان حتی متوجه شوند، عاشق یکدیگر میشوند، اما شرایط زندگیشان در خارج از این محیط به آنها این اجازه را نمیدهد که این عشق را وسعت دهند.
فیلم دارم میشناسمات از همان ابتدا به خوبی با قرار دادن این دو شخصیت در موقعیتی خاص باعث میشود این دو با هم آشنا شده و با ادامه دادن موقعیتهای دومینووار آنها را به هم نزدیکتر هم میکند.
در شهری کوچک و با وجود مسافران کم یک هتل کوچک و تمام آن روابطی که بین افراد هتل وجود دارد شاید چنان موقعیت ایجادشده در داستان دور از ذهن هم نباشد، پس بیننده میتواند موقعیتهای ایجادشده و البته فراموش نکنیم کمدی داستان را درک کرده و از آنها لذت ببرد.
یکی از مزیتهای فیلم دارم میشناسمات روند داستان آن است که به خوبی و در بستری از دومینوهای بههممرتبط شکل میگیرد و هرگز از مسیرش جدا نمیشود. نه میخواهد با شخصیتسازیهای آنچنانی و اغراقشده بیننده را به خنده بیندازد و نه با داستانی غیرمنطقی مسیر آن را غیرقابلباور کند.
همه چیز در طول داستان فیلم دارم میشناسمات ساده پیش رفته و نه کارگردان و نه حتی بینندهی این فیلم خواستار اتفاقی فوقالعاده نیست، بلکه فیلم دارم میشناسمات داستانی آرام و کمدی را بیان میکند که میتواند برای ساعاتی بیننده را از روند روزمره و خستهکنندهی خود جدا کند.