نام انگلیسی: The Desperate Chase
نام فارسی: فیلم تعقیب ناامیدانه
محصول: ۲۰۲۴ – کشور کره جنوبی
ژانر: کمدی، اکشن، هیجانانگیز
ردهی سنی: ۱۳+
امتیاز: ۰.۵ از ۴
در مرورهای این چند سال و بهخصوص در گذری که به تاریخ سینمای کرهی جنوبی داشتیم بارها اشاره کردیم که کمدی کرهای تلاش بسیاری کرد تا بتواند مخاطب غیر کرهای را به تماشای خود وادارد.
این تلاش آنقدر منسجم بود که از نیمهی اول دههی ۲۰۰۰ کمدی کرهای باعث میشد هر مخاطبی به تماشای آن مشتاق شود. پس از این کمکم کمدیهای میانه و تجاری مملو از بازیگران ستاره کرهای میشدند که تعداد بسیاری فیلم را طی سالها مقابل چشم مخاطب قرار میدادند.
در نهایت همان مسیر هالیوود پیش پای این سینمای جانگرفته قرار گرفت؛ با شعار بسیار بساز تا مخاطب بالاخره یکی از آنها را به ذهن بسپارد. آقای «کیم جائه هون» پس از فیلم «شیاطین» که در فضای سینمای جنایی کره جریان داشت سعی دارد وارد یکی از این کمدیهای میانه شود.
کارگردان داستان خود را با سه کاراکتری که قرار است در یک شهر کوچک درگیر شوند آغاز میکند؛ پلیسی که کنترل خشم ندارد، سارقی حرفهای که در تغییر چهره بسیار ماهر است و در نهایت یک تاجر مواد مخدر چینی-کرهای که بسیار بیرحم است.
از همان ابتدا مشخص است که ضربآهنگ بالای فیلم تعقیب ناامیدانه آثار مشابه جان روایت را میگیرد. عملاً در فیلم تعقیب ناامیدانه قرار است با داستانی مواجه شویم که ترکیبی از اکشن، هیجان و کمدی است.
باید گفت که کارگردان در خلق اکشن خود ناموفق است و حتی بهاندازهی یک نما نیز قادر نیست مخاطب را درگیر هیجان حاصل از این اکشنها کند. زمانی که تقابلها و تغییر زاویههای دوربین و در ادامه برشها را مینگریم و آنها را با اثر قبلی کارگردان مقایسه میکنیم، به این نتیجه میرسیم که کارگردان صرفاً سعی دارد به هر نحوی که شده این موقعیتها را در اثر جای دهد و گویی هیچ تلاشی برای طراحی آنها انجام نشده است.
اما هیجانی که قرار است در روایت فیلم تعقیب ناامیدانه وجود داشته باشد نیز بهسبب درگیر نشدن مخاطب با داستان شکل نمیگیرد. معمولاً این هیجانها را با تعلیقهایی در شخصیتپردازی و موقعیتسازیهای مختلف به مخاطب القاء میکنند.
اما بهسبب برشهای بسیار زیاد و وفادار نبودن روایت به موقعیتهایی که برای کاراکترها خلق میشوند، تعلیقهای القایی کارگردان دیگر زهری ندارند و در نتیجه همهچیز در مونوتونی که فقط ضربآهنگ بالایی دارد تبدیل به مردابی باتلاقگونه میشود.
موقعیتهای کمدی روایت فیلم تعقیب ناامیدانه نیز گویی هیچ تناسبی با شخصیتپردازیها ندارد. این عدم تناسب را باید در تزریق آن خردهروایت ملودرامگونهی مربوط به گذشتهی سارق و زن سالخورده جستوجو کرد.
این پیچش روایی محسوب نمیشود. این خردهروایت زهر موقعیتهای کمدی را – اگر زهری داشته باشند – میگیرد و در نهایت فیلم تعقیب ناامیدانه بین آسمان و زمین کمدی و اکشن انتقامی معلق باقی میماند.
شاید آقای کیم باید همان مسیری را که از شیاطین آغاز کرد ادامه دهد. این کمدی از آن دست آثاری است که حتی اضافهکردن المانهای هالیوودی به آن نیز باعث ایجاد ارتباط با مخاطب نمیشود.
سینمای کرهی جنوبی طی این چند سال در حال گام برداشتن در مسیر هالیوود است و با اضافه کردن تولیدات خود صرفاً در حال گم کردن مسیری است که سالها برای پیدا کردن و یکهتازی در آن تلاش کرده است.



