نام انگلیسی: Influencers
نام فارسی: فیلم اینفلوئنسرها
محصول: ۲۰۲۵ – کشور ایالات متحده
ژانر: هیجانانگیز
ردهی سنی: ۱۵+
امتیاز: ۳ از ۴
دو سال پیش در باب فیلم اینفلوئنسر آقای «کورتیس دیوید هاردر» نوشتیم. در آن مرور اشاره کردیم که این کارگردان جوان تا چه حد یک دهه از زندگی خود را وقف تهیهکنندگی و کارگردانی فیلمهای کوتاه و بلند در ژانرهای دلهره و هیجانانگیز کرده است.
فیلم اینفلوئنسر آقای هاردر از آن دست آثاری بود که با در هم تنیدن کلیشههای ژانری و خرد کردن آنها به تازگی روایی رسیده بود. حال همانطور که از انتهای اثر قبلی میشد حدس زد، روایت این کارگردان جوان وارد ایستگاه دوم شده است.
آقای هاردر در فیلم اینفلوئنسرها از همان الگوی روایی فیلم اول استفاده میکند. مخاطب در طول ۳۰ دقیقه با شرور داستان قبلی در کالبدی جدید درون یکی از شهرهای جنوبی و آفتابی فرانسه مواجه میشود. کارگردان در طول این ۳۰ دقیقه بذر پرسشهایی اساسی در باب نحوهی نجات این کاراکتر از آن جزیره و رسیدنش به کشور فرانسه را میکارد.
سپس به زندگی عادی و روتین این کاراکتر وارد میشود و از طریق همان ضربآهنگ بالای روایت قبلی در اینجا هم مخاطب را درگیر انواع تنشها درون یک سکون بزرگ میکند.
با پدیدار شدن مدیسن، روایت دوباره با آغازی دیگر مخاطب را با بخش دیگری از پاسخ به پرسشها مواجه میکند. حال دو کاراکتر اصلی روایت قبلی اینبار نیز در بالی قرار است مقابل هم قرار گیرند.
آقای هاردر در روایت فیلم اینفلوئنسرها خود یک برتری ویژه نسبت به دیگر فیلمسازانی که در همین حوزه اثری را روی پرده بردهاند دارد. او در داستان خود تحتتأثیر شعارهای جنبشی و توییتهای ضد شبکههای اجتماعی نیست. در عوض با داستانی مواجه هستیم که واقعیت هر روزهی اینترنت را تبدیل به بخشی جداناپذیر از خود کرده است و سر جنگ با آن ندارد.
هاردر در فیلم اینفلوئنسرها با اصل هویت و انزوای ناخواستهی اجتماعی سر و کله میزند. او در هر دو اثر خود به همهی کاراکترهای درگیر در داستان زاویهدید مشخصی میدهد تا مخاطب بهاندازهی کاراکترهای اصلی روایت فیلم اینفلوئنسرها را از زاویههای مختلف در ذهن حلاجی کند. در نتیجه درون این ظرف بزرگ فرمی هر محتوایی به خوبی پخته میشود.
همانطور که درون فرم روایی با انبوهی از تنیدگیها مواجه میشویم، در دیگر تکنیکهایی که منجر به شکلگرفتن فرم بصری میشوند نیز با استفادههای درست و نه افراطی از سوی کارگردان روبهرو هستیم. آقای هاردر در داستان خود حتی برخی از این تلفیقها را بهصورتی کاملاً ابزورد در اختیار مخاطب قرار میدهد.
بهنوعی کاراکتر سیدابلیو اگر شرور اصلی داستان است، به همان نسبت نیز یکی از کاراکترهای ضعیف و تأثیرپذیر است که میتواند جریان روایت را با یک تنش احساسی تغییر دهد. شخصیتپردازی خوب و آگاهانهی کارگردان باعث میشود منطق روایت بر اساس کاراکترها لحظهبهلحظه در ذهن مخاطب بهروز شود.
اما آقای هاردر در برخی از برشهای خود گویی داستان و عمق رواییاش را فدای ضربآهنگ میکند. بهنوعی سکانس پایانی و برافروختگی نهایی کاراکتر سیدابلیو از آن جنس ناامیدیهایی است که در هیچ بخشی از روایت طی فیلم اول و فیلم اینفلوئنسرها شاهدش نبودیم و صرفاً پیام طنازانهی کارگردان به مخاطب محسوب میشود.
اما در چنین روایتی که کارگردان از ابتدا تا انتها حتی برای لحظهای التماسهای ذهنی مخاطب و دیگر کاراکترها را در باب چگونگی نجات سیدابلیو از جزیره را افشا نمیکند و احتمال میدهد در بازگشتی دوباره از طریق فیلم سوم آن را بهخوبی پاسخ دهد، مخاطب انتظار این پایان خوب اما ناهمگون با متن روایت را ندارد؛ پایانی از جنس کمی فستموشن و زاویهدید پرنده و اکتهای غلوآمیز اسلشری!



