صفحه اصلی > نقد فیلم : نقد فیلم کفن‌ها | The Shrouds 2024
ads

نقد فیلم کفن‌ها | The Shrouds 2024

فیلم کفن‌ها

نام انگلیسی: The Shrouds

نام فارسی: فیلم کفن‌ها

محصول: ۲۰۲۴ – کانادا، فرانسه

ژانر: دلهره، علمی-تخیلی

رده‌ی سنی: ۱۶+

امتیاز: ۲.۵ از ۴

مصطفی ملکی

فیلم جدید آقای کروننبرگ فیلم کفن‌ها شاید شخصی‌ترین اثر او محسوب می‌شود. فیلمساز کانادایی از همان لحظه‌ی اکران فیلم عنوان کرد که این فیلم پس از رنج سوگ همسر از دست‌رفته‌اش در سال ۲۰۱۷ نوعی اتوبیوگرافی این رنج محسوب می‌شود.

اما قبل از ورود به فیلم کفن‌ها باید پرسید که آیا یک هنرمند می‌تواند خود را در کالبد کاراکتر حقیقی به مخاطب ارائه دهد تا در تجربه‌ی زیسته‌اش شریک شود؟ عملاً هنر در تاریخ خود سعی کرده هنرمند را درون خود حل کند و هر هنرمندی بخشی از وجود زیسته‌اش را درون هر اثر جای می‌دهد.

به‌همین سبب اگر یک اثر هنری فرمی را بپذیرد که هنرمند بتواند از طریق آن بخشی از واقعیت خود را با مخاطب به‌اشتراک بگذارد با اثری مواجه می‌شویم که گویی پرده‌ی میان ما و هنرمند را برمی‌چیند.

کاراکتر اصلی فیلم کفن‌ها مردی با نام «کارش» است که غم از دست دادن همسر بر اثر سرطان چهار سال است که او را رها نکرده است. به‌سبب همین رنج است که او آرامگاهی کاملاً دیجیتال را تعبیه کرده تا از طریق کفن‌های هوشمند و دوربین‌های نسل جدید تجزیه‌ی لحظه‌به‌لحظه‌ی شخص متوفی توسط عزیزان‌اش رصد شود.

فیلم کفن‌ها

این تکنولوژی مورد توجه برخی از ثروتمندان در سرتاسر دنیا قرار گرفته و همین باعث شده تا آرامگاه دیجیتال کارش شهرتی جهانی پیدا کند. اما آقای کروننبرگ قبل از به نمایش گذاشتن این بعد از روایت و زندگی حرفه‌ای و شخصی کارش، در همان ابتدا ما را با گزاره‌ی اصلی روایت مواجه می‌کند؛ سوگ.

دکتر دندانپزشک به کارش هشدار می‌دهد که بار این سوگ چهارساله در حال پوسیده کردن دندان‌های اوست. گویی این گزاره‌ی ابتدایی هم‌زمان محرکی برای ورود کارش به دوره‌ی جدیدی از زندگی‌اش است و هم معرفی ایجازگونه برای مخاطب محسوب می‌شود.

پس از شروع روایت است که عملاً در مسیری قرار می‌گیریم که آقای کروننبرگ سعی دارد از طریق آن شخصیت اصلی را به‌سوی زندگی رهنمون کند. فیلمساز کانادایی این مسیر را از طریق کابوس‌هایی درون رؤیا پیش روی کاراکتر اصلی خود قرار می‌دهد.

نقد فیلم زخم تبر خونین | Bloody Axe Wound 2024
بیشتر بخوانید

درست در همین نقطه است که کار آقای کروننبرگ با بدن شروع می‌شود؛ بدنی که طی ۵ دهه تجربه‌ی فیلمسازی‌اش هویت سینمایی این فیلمساز شده است. مخاطب در طول این اثر از طریق لمس تن، تجزیه‌ی تن، تأثیرات ویرانگر بیماری روی تن و در نهایت تجربه‌های جدید در لمس تن کاراکتر اصلی را در مسیر بازگشت به خط اصلی زندگی مشاهده می‌کند.

اما فیلم کفن‌ها آقای کروننبرگ صرفاً قرار نیست بازگشت کارش یا همان کروننبرگ داستانی را به زندگی از طریق داستانی خطی تصویر کند. در این مسیر خرده‌روایت‌های همگام با مسیر اصلی در قالب زیرژانرهایی چون درام‌های جاسوسی و ژانر علمی-تخیلی این مسیر را داستانی‌تر می‌کنند؛ از خواهرزن همیشه شکاک تا برادر شکست‌خورده و توطئه‌گر! آقای کروننبرگ در طول این مسیر گویی قرار است انتزاعی‌ترین شکل ممکن برون‌رفت از انتزاع سوگ را از طریق کاراکتر اصلی خود به نمایش بگذارد.

اما فیلم کفن‌ها گویی خیلی اتوخورده‌تر از روایتی کروننبرگی است و همین باعث فاصله‌ای بین مخاطب و رخدادهای درون اثر می‌شود. به‌نوعی توطئه‌ی جهانی مورد اشاره در این اثر آن‌قدر دور از درون‌مایه‌ی اصلی است که گویی بود و نبود آن لطمه‌ای به کل روایت وارد نمی‌کرد.

فیلم کفن‌ها

از سویی دیگر آقای کروننبرگ با اضافه‌کردن خرده‌پیرنگی چون رابطه‌ی جری اکلر و همسر کارش جان تازه‌ای به میانه‌ی فیلم کفن‌ها خود می‌دهد و شاید اگر اضافات جاسوسی و توطئه‌ی بین‌المللی جای خود را به همین روابط پیدا و پنهان بینافردی می‌‌داد شاید اکنون با اثری در حد و اندازه‌های «ماشین مرا بران» مواجه بودیم.

در هر حال هر دو اثر در باب مردانی است که پس از گذر در میان مرداب سوگ نیاز به بازگشت به دشت زندگی را دارند. اما آنچه در فیلم کفن‌ها آقای کروننبرگ می‌بینیم آشفتگی گاه آزاردهنده‌ای است که در مسیر روایت قرار دارد و باعث می‌شود مخاطب نتواند همگام با کارش وارد دوره‌ی جدیدی از زندگی او شود.

شاید اگر آقای کروننبرگ می‌توانست خط پارودی مواجهه با سوگ را بهتر و بیشتر به اثر خود تزریق کند و آن ابزوردیسم حاصل از اضافات روایی را در همین قالب به اثر وارد می‌کرد، آن فاصله‌ی غیرقابل جبران میان اجزای روایت به زیبایی همچون آثار گذشته‌ی این فیلمساز کانادایی پر می‌شد.

دیدگاهتان را بنویسید

یک × پنج =