صفحه اصلی > نقد فیلم : نقد فیلم مه روبه‌زوال | A Vanishing Fog 2021
ads

نقد فیلم مه روبه‌زوال | A Vanishing Fog 2021

فیلم مه روبه‌زوال

نام انگلیسی: A Vanishing Fog

نام فارسی: فیلم مه روبه‌زوال

محصول: ۲۰۲۱ – کلمبیا، جمهوری چک

ژانر: درام، فانتزی

رده‌ی سنی: +۱۷

امتیاز: ۲.۵ از ۴

سارا

«اف» به عنوان نگهبان منطقه‌ای دورافتاده در آمریکای جنوبی با پدر بیمار خود زندگی می‌‌کند. او روزها در میان کو‌ها و دشت‌های زیبای اطراف می‌چرخد و تلاش می‌کند تنهایی خود را با این گشت‌وگذارها کمتر کند. او در ذهن خود منتظر است تا فضایی‌ها به زمین بیایند و او را از این همه خون و جنگ و بمبی که مدام انسان‌ها بر طبیعت بکر آنجا سرازیر می‌کنند، نجات دهد.

آقای «آگوستو ساندینو» بعد از ساخت چند فیلم کوتاه، در سال ۲۰۱۵ اولین فیلم بلند سینمایی خود را ساخت. او از فیلم «نفس ملایم» نشان داد که چه دنیای متفاوتی را برای تصویر کردن روایت‌های خود انتخاب کرده است. او در سال ۲۰۲۲ این بار در سینمای تجربی با فیلم مه روبه‌زوال تلاش می‌کند پیوندی عجیب و خاص را میان پسرکی جوان و دچار بیماری سندرم هالرمن-استریف با طبیعت بکر پیرامون خود ایجاد کند.

فیلم مه روبه‌زوال

پیوندی که غرایز جسمی و جنسی او را با افکاری متلاطم و در عین حال فانتزی درهم می‌کند و از تنهایی و انزوای کسی حرف می‌زند که درست مانند طبیعت پیرامون‌اش کسی به او توجه نمی‌کند و همه تنها با کیف‌های پر پول می‌خواهند هم از او و هم از این طبیعت زیبا بهره ببرند. روایتی که شباهت بسیاری به فیلم «گلسنگ» دارد اما مانند آن فیلم وارد فضایی ترسناک و دلهره‌آور نمی‌شود، بلکه تلاش می‌کند از زاویه دیدی فانتزی رویاهای پسری جوان و تنها را با فضای پیرامون‌اش در هم آمیزد.

آقای ساندینو فیلم مه روبه‌زوال را با نشان دادن اف که بر پشت یک ماشین نشسته و در حال تماشای طبیعت اطراف است آغاز می‌کند. کمی بعد اف از شیشه‌‌ درون ماشین را می‌نگرد که چگونه دو نفر دسته‌های پول را با هم ردوبدل می‌کنند و ماشین را وارد مهی غلیظ و سرد می‌کنند. سپس آقای ساندینو بلافاصله بمب‌هایی را نشان می‌دهد که در حال تخریب کوه‌های ناب و زیبای اطراف هستند. از همین‌جا این کارگردان جوان نشان می‌دهد چگونه می‌خواهد انسان تخریب‌گر و سودجو را در مقابل طبیعت زیبا و نابی قرار دهد که مصداق بارز زندگی است.

نقد فیلم چیزهایی که می‌گوییم، کارهایی که انجام می‌دهیم
بیشتر بخوانید

آقای ساندینو در زمان هفتادوشش دقیقه‌ای فیلم مه روبه‌زوال زمان بسیاری را برای نشان دادن این دشت‌ها و کوه‌های سرزمین‌‌اش اختصاص می‌‌دهد و مخاطب را درون سکوت و تنهایی آن گم می‌کند. در کنار این تصاویری که از طبیعت تصویر می‌شوند او شخصیت اصلی روایت خود را هم فراموش نمی‌کند. او اف را با داشتن آن سندرم خاص که شاید تنها در تمام جهان بیش از ۲۰۰ نفر به آن مبتلا نباشند نیز از دیگران متفاوت می‌کند تا نگاه و افکار خاص‌اش بیشتر توسط مخاطب قابل درک باشد یا حتی اگر قابل درک نباشد قابل پذیرش باشد.

افکار و تخیلات ذهن اف توسط آقای ساندینو فیلم مه روبه‌زوال را به سوی داستانی سوررئال سوق می‌دهد. پله برقی‌‌ای که قرار است پدر را به جهانی دیگر ببرد و او را از این جهان آزاد کند یا پله برقی‌هایی که قرار است فضایی‌ها را برای نجات اف از تنهایی‌اش به زمین بیاورند. آقای ساندینو در عین حال که اف را با چهره‌اش و افکاری که در ذهن می‌پروراند متفاوت از دیگر انسان‌ها می‌کند، اما او را با غرایز جنسی‌اش هنوز به زمین و دیگر آدمیان وصل می‌کند.

فیلم مه روبه‌زوال

سکانسی که اف از توت‌فرنگی‌های سرخ و آب‌دار لب می‌گیرد یا زنان و دختران پیرامون را لخت و عریان می‌بیند یا حتی سکانسی که به نوعی خودارضایی انجام می‌دهد. آقای ساندینو حتی نگاه اف را از میان دو پای دختر جوان عریان به طبیعت زیبای اطراف خیره می‌کند و نشان می‌‌دهد که اف با همین نگاه‌های جنسی نیز باز هم جزئی از طبیعت پیرامون است.

دیدگاهتان را بنویسید

6 − 4 =