نام انگلیسی: Memories of a Burning Body
نام فارسی: فیلم خاطرات یک بدن سوزان
محصول: ۲۰۲۴ – کاستاریکا، اسپانیا
ردهی سنی: ۱۳+
ژانر: درام
امتیاز: ۲.۵ از ۴
سارا
«آنا»، «پاتریشیا» و «مایلا» سه زن مسن هستند که قرار است روایتهای خود را از زندگیای که تا کنون پشت سر گذاشتهاند بر روی تصاویر خانم کارگردان بازگو کنند. گروه فیلمبرداری آماده است، بازیگر نقش زن مسن آماده است و اولین برداشت فیلم خاطرات یک بدن سوزان آغاز میشود. دوربین زن مسنی را دنبال میکند که از این سوی خانه به سوی دیگر میرود و در تنهایی خود خاطرات گذشته را به یاد میآورد.
«آنتونلا سوداساسی فورنیس» با دیدن مادربزرگ نود و چند سالهی خود و خاطراتی که کموبیش از گذشته و حسرتهایاش تعریف میکند تصمیم میگیرد روایتی از زنانگی زنان گذشته را برای ساختن فیلم دوم بلند خود انتخاب کند.
اما مادربزرگاش به دلیل بیماری و کهولت سن توانایی همراهی کردن با او را ندارد، پس او شروع به صحبت با زنان شصت و هفتاد ساله میکند و میآموزد این زنان در طول عمر خود چه رنجها و حسرتهایی را پشتسر گذاشتهاند.
شاید به همین دلیل هم است که فیلم خاطرات یک بدن سوزان را با نشان دادن گروه فیلمبرداری آغاز میکند تا بتواند از صدای سه زنی که داستانهایاشان را قرار است بر روی تصاویر بیان کنند راحتتر استفاده کند. شاید خانم کارگردان احساس کرده شنیدن صدای واقعی زنان روایتاش را ملموستر میکند. البته که این احساس چندان هم اشتباه نبوده و توانسته مسیر روایت و درک اتفاقات را راحتتر و واقعیتر کند.
بعد از اینکه فیلمبرداری آغاز میشود مخاطب دیگر وارد زندگی زنی مسن شده که حالا تنهایی در خانهی پدریاش زندگی میکند و به هر گوشه و کناری که نگاه میکند خاطرهای از گذشته را بیاد میآورد. همانطور که دوربین این زن را دنبال میکند، سه زن با صداهای خود شروع به گفتن از این خاطرات میکنند.
دوربین با پن به چپ و راست این زن مسن را به دوران کودکی، نوجوانی و جوانی میبرد و مواجههاش با مادر، پدر، برادر کوچکتر، دوستان دوران نوجوانی، عشق نوجوانی که بعداً تبدیل به همسر در دوران جوانی میشود، اولین رابطهی جنسی، اولین تجربهی داشتن فرزند و حتی اولین خشونت خانگیای که همسر با او داشته، طلاق از همسر و در نهایت تنهاییای که حالا دارد، در کنار زندگی یکروزهی عاشقانهای که با مرد مسنی دیگری درحال تجربه است، تصویر میکند.
مواجههای که با فیلمبرداری خوب کارگردان و با کمترین برشها درون همان خانهای که زن مسن ایستاده با یک چرخش دوربین به راست یا چپ یا چرخشهایی ۳۶۰ درجهای به بهترین شکل ممکن نشان داده شود.
صدای آنا، پاتریشا و مایلا بر روی تصاویر خانم کارگردان از زنانی میگوید که هرگز در زندگیاشان چیزی به آنها آموخته نشد و هرگز یاد نگرفتند برای خود و برای زن بودن خود ارزشی باید قائل باشند. آنها مدام تحقیر و توهین شدند و به آنها گفته شد که باید فقط برای مردان زندگی کنند.
چیزی از بدن و اندامهایاشان نمیدانستند و رابطهی جنسی برای آنها هیچ تعریفی نشده با بود. خانم فورنیس توانسته احساسات بسیاری از زنان را در صدای خسته و در عین حال گاه پرشور و زندگی این سه زن و در بازی خوب بازیگر نقش زن مسن و البته بازیگران جوانتر تصویر کند.
همهچیز در دو بخش اول فیلم خاطرات یک بدن سوزان خوب پیش میرود و تمام دردها و رنجهایی که در درون این زنان احساس میشود در تصاویر دیده میشود تا اینکه ما وارد بخش سوم و پایانی روایت میشویم؛ جایی که حال باید خشونت و دردهای جسمی تصویر شوند. اینجاست که خانم فورنیس نمیتواند آن خشونت اعمال شده به زنان و تجاوزهایی که مدام در سالهای زندگیاشان بر آنها روا میشد را تصویر کند.
این بخش فیلم خاطرات یک بدن سوزان آنقدر سریع پیش میرود و روایت را به انتها نزدیک میکند که مخاطب نمیتواند ارتباطی با آن برقرار کند. چرا خانم فورنیس اولین خشونت خانگی را که شاید میتوانست ملموسترین رنج زن باشد را نشان نمیدهد؟ آیا او خود نیز از آن میترسد؟ پاسخ این سؤال را کسی جز خانم کارگردان نمیداند.