فهرست مطالب
- مقدمه: چرا سریال اشیای تیز هنوز توی ذهنمونه؟
- معرفی سریال اشیای تیز
- داستان و روایت غیرخطی: چطور گیجمون کرد و عاشقش شدیم
- شخصیتپردازی؛ مخصوصاً کامیل و آدورا
- کارگردانی ژان-مارک ولی و فضای خفهکننده ویند گپ
- موسیقی، فیلمبرداری و پایانبندی شوکهکننده
- بازیگران اصلی سریال اشیای تیز با نام فارسی
- بهترین سریالهای شبیه سریال اشیای تیز
- نقد کوتاه یکجملهای
- جمعبندی نهایی
- سوالات متداول درباره سریال اشیای تیز
مقدمه: چرا سریال اشیای تیز هنوز توی ذهنمونه؟
سلام بچهها! اگه دنبال یه سریال روانشناختی درست و حسابی باشین که تا آخرش نذاره راحت نفس بکشین، سریال اشیای تیز همونه. سال ۲۰۱۸ اومد، فقط ۸ قسمت بود، ولی تا همین امروز که دارم براتون مینویسم هنوز یکی از قویترین مینیسریالهای تاریخه.
من اولین بار سال ۹۷ دیدمش، نیمهشب، تنهایی، و تا دو سه روز نمیتونستم درست بخوابم. واقعاً اینقدر سنگین و تلخه، ولی در عین حال نمیتونی چشم ازش برداری. تو این مطلب قراره با هم کامل بشکافیمش، از اول تا آخر، بدون اسپویل زیاد (ولی آخرش یه کم اسپویل داریم، مراقب باشین).
معرفی سریال اشیای تیز
سریال اشیای تیز یه مینیسریال ۸ قسمتیه که سال ۲۰۱۸ از شبکه HBO پخش شد. کارگردان کل قسمتها ژان-مارک ولی (همون که «دالیلند» و «بیگ لیتل لایز» رو ساخته) و نویسندهاش مارتی نوکسون هست. داستان بر اساس رمان معروف گیلین فلین (نویسنده «دختر گمشده») ساخته شده. ایمی آدامز نقش اول زن رو داره و پاتریشیا کلارکسون، کریس مسینا، الیزا اسکنلن و بقیه هم کنارش میدرخشن.
داستان تو یه شهر کوچیک و خفه جنوبی آمریکا به اسم ویند گپ اتفاق میافته. یه خبرنگار الکلی به اسم کامیل پریکر (ایمی آدامز) مجبور میشه برگرده به شهر زادگاهش تا دوتا قتل مرموز دخترای نوجوان رو پوشش بده. همین برگشتن به خونه، همه زخمهای قدیمی کامیل رو باز میکنه. سریال اشیای تیز فقط یه سریال جنایی نیست؛ یه درام روانشناختی عمیق درباره تروما، مادر-دختر بودن، خودزنی و رازهای خانوادگیه.
داستان و روایت غیرخطی: چطور گیجمون کرد و عاشقش شدیم
یکی از بزرگترین نقاط قوت سریال اشیای تیز اینه که اصلاً خطی پیش نمیره. مدام بین زمان حال و فلشبکهای کودکی کامیل جابهجا میشیم. اولش ممکنه حرصت رو دربیاره، ولی کمکم میفهمی این روش بهترین راه برای نشون دادن عمق ترومای کامیل بوده. هر بار که یه فلشبک میبینی، یه تیکه دیگه از پازل رو پیدا میکنی. آخر قسمت آخر که همهچیز وصل میشه، واقعاً آدم شوکه میشه.
داستان قتلها هم خیلی هوشمندانه نوشته شده. تو فکر میکنی داری یه سریال جنایی معمولی میبینی، ولی هر چی جلوتر میری میفهمی قتلها فقط بهانهست برای کندن لایهلایه شخصیتها. پایانبندی هم که دیگه واقعاً شاهکاره؛ یه پساعنوان ۳۰ ثانیهای داره که مو به تن آدم سیخ میکنه.
شخصیتپردازی؛ مخصوصاً کامیل و آدورا
خب بریم سراغ قلب تپنده سریال اشیای تیز: شخصیتها. کامیل پریکر یکی از پیچیدهترین نقشهای زن تاریخ سریاله. یه زن الکلی، خودزن، پر از خشم سرکوبشده و در عین حال فوقالعاده حساس. ایمی آدامز اونقدر خوب بازی کرده که گاهی فکر میکنی واقعاً خودش این مشکلها رو داره.
آدورا (پاتریشیا کلارکسون) هم که دیگه جای خود داره؛ یه مادر جنوبی تمامعیار که ظاهراً مهربونه ولی در باطن یه هیولاست. رابطه این دوتا مادر و دختر، هسته اصلی کل سریاله. آدم میفهمه چقدر یه مادر میتونه به بچهش آسیب بزنه بدون اینکه حتی یه سیلی بزنه.
آما (الیزا اسکنلن) هم که خواهر ناتنی کامیل هست، فوقالعاده نوشته شده. اول فکر میکنی یه دختر نوجوان معمولیه، ولی کمکم میفهمی اونم قربانی همون چرخه معیوبه.
کارگردانی ژان-مارک ولی و فضای خفهکننده ویند گپ
ژان-مارک ولی تو سریال اشیای تیز ثابت کرد استاد خلق فضاهای خفهکنندهست. شهر ویند گپ انگار یه شخصیت زندهست؛ همهچیز سفید و تمیز به نظر میرسه ولی زیرش پر از کثافت و پوسیدگیه. استفاده از رنگهای پاستلی در کنار موضوعات تاریک، تضاد وحشتناکی ایجاد کرده.
هر فریم از سریال مثل یه تابلوی نقاشی غمانگیزه. دوربین خیلی وقتها روی جزئیات زوم میکنه؛ یه قطره خون، یه زخم قدیمی، یه نگاه خالی… این جزئیات هستن که حس خفگی رو بهت منتقل میکنن.
موسیقی، فیلمبرداری و پایانبندی شوکهکننده
موسیقی متن سریال اشیای تیز رو یه نفر به اسم لد زپلین… نه شوخی کردم! همه آهنگها رو خود ژان-مارک ولی انتخاب کرده و بیشترشون آهنگهای قدیمی جنوبی یا راک روانگردانه. اون آهنگ معروف «Dance and Angela» که تو قسمت آخر میاد، هنوز تو گوشمه.
فیلمبرداری هم فوقالعادهست؛ خیلی از نماها با لنز واید گرفته شده که حس claustrophobia (خفگی) رو بیشتر میکنه. و خب… پایانبندی. نمیخوام اسپویل کنم ولی اون سکانس آخر و مخصوصاً پساعنوان ۳۰ ثانیهای، یکی از بهترین پایانبندیهای تاریخ سریاله. هنوز وقتی یادش میافتم مو به تنم سیخ میشه.
بازیگران اصلی سریال اشیای تیز با نام فارسی
- ایمی آدامز – کامیل پریکر
- پاتریشیا کلارکسون – آدورا کرلین
- کریس مسینا – کارآگاه ریچارد ویلیس
- الیزا اسکنلن – آما کرلین
- مت کراون – جان کین
- هنری چرنی – آلن کرلین
- تیلور جان اسمیت – جان کین (جوانی)
- مدیسون داوِنپورت – اشلی ویلر
بهترین سریالهای شبیه سریال اشیای تیز (با نام فارسی و انگلیسی)
- دروغهای کوچیک بزرگ (Big Little Lies) – همون کارگردان، فضای جنوب، رازهای زنانه
- دخترک گمشده (Gone Girl) – همون نویسنده (گیلین فلین)، فضای روانشناختی مشابه
- سرگذشت ندیمه (The Handmaid’s Tale) – فشار روانی روی زنها، فضای خفقانآور
- تو (You) – چرخه خشونت و تروما
- مریلین شرلی (Mare of Easttown) – شهر کوچیک، قتل، زن آسیبدیده در مرکز
- خدمتکار (Your Honor) – نه، اشتباه شد! خادمپیک (The Undoing) – رازهای خانوادگی پولدارها
- قتلهای یک شهر کوچک (The Killing) – جو سنگین، بارون، افسردگی
نقد کوتاه یکجملهای
سریال اشیای تیز بهترین مینیسریال روانشناختی دهه اخیر و یکی از تلخترین و زیباترین کارهایی هست که تا حالا دیدم.
جمعبندی نهایی
خب دوستان، رسیدیم به آخر خط. سریال اشیای تیز یه اثر بینقص نیست؛ گاهی زیادی کند پیش میره، بعضی جاها ممکنه زیادی تلخ باشه، ولی همین تلخی و کند بودنش باعث شده اینقدر عمیق تو ذهن بمونه. اگه تا حالا ندیدین و با موضوعات سنگین مثل خودزنی، اعتیاد و ترومای کودکی مشکلی ندارین، حتماً ببینین. فقط شب تنهایی نبینین!
حالا نوبت شماست: شما سریال اشیای تیز رو دیدین؟ کدوم شخصیت بیشتر تو ذهنتون موند؟ کامیل؟ آدورا؟ یا اون پایانبندی عجیب؟ توی کامنت برام بنویسین، خیلی دوست دارم نظرتون رو بدونم. شایدم یه سریال مشابه دیگه معرفی کنین که من ندیده باشم!
سوالات متداول درباره سریال اشیای تیز
۱. سریال اشیای تیز چند قسمت است؟
۸ قسمت، هر قسمت حدود ۶۰ دقیقه.
۲. آیا فصل دوم داره؟
خیر، مینیسریاله و داستان کاملاً تموم شده.
۳. خیلی ترسناکه؟
ترسناک به سبک وحشت نیست، ولی از نظر روانی خیلی سنگینه.
۴. کتابش بهتره یا سریال؟
کتاب جزئیات بیشتری داره ولی سریال از نظر بصری و بازیگری یه سر و گردن بالاتره.
۵. چرا کامیل اینقدر خودشو زخمی میکنه؟
این موضوع اصلی سریاله، بهتره خودتون ببینین.
۶. پایانبندی چی شد؟ نمیفهمم!
اون ۳۰ ثانیه پساعنوان رو دوباره ببینین، همهچیز مشخصه.



