امروز برابر است با :30 خرداد 1400
Lisey's Story

سریال داستان لیسی

سریال داستان لیسی : استیون کینگ در شروع داستان ها به طور مداوم استثنایی است و اقتباس از کار خود به طور فزاینده ای در پایان دادن به آنها ناموفق است. “داستان لیسی” مثال دیگری مانند “The Stand” CBS All Access و “The Outsider” HBO است که این قانون را اثبات می کند. Apple TV + اقتباس از آنچه کینگ به عنوان رمان مورد علاقه خود توصیف کرده است ، با شکوه تولید می شود ، با بازی متفکرانه و در ابتدا به راحتی قابل مشاهده است.

لحظاتی که قرار است ترسناک باشند ؛ لحظاتی که قرار است عاشقانه باشند ، هستند. و با این وجود ، نیمه پشتی این مینی سریال با گام های متناقض ، صحنه های کشیده ، نقشه های متلاطم و پایان ناامیدکننده ای که از نظر کلیکماتیک به پایان رسیده است ، غرق می شود که تمام ” سریال داستان لیسی ” خوب قبل از آنکه فروپاشی تحت الشعاع قرار گیرد ، ارائه می دهد.

بیشتر بخوانید : سریال خیلی نزدیک

” سریال داستان لیسی ” که در 4 ژوئن از طریق تلویزیون اپل + به نمایش در می آید ، کینگ ، که تمام هشت قسمت از مینی سریال را نوشت ، درگیر شدید است.

برخی از خطوط قابل گفتگو با صدای کینگ قابل تشخیص هستند (“من در مکانهایی که اجازه ندهید پسران در رقصهای سطح اول دست بگذارند شما را آزار خواهم داد” ؛ “هر رمان کشمکش بین نویسنده و داستان است”) ، و مضامین خاص چنان آشکارا بازتاب اخلاق خلاقانه خود اوست که ” سریال داستان لیسی ” از بالا به پایین مانند یک بیان بدون مصالحه از دیدگاه کینگ احساس می کند.

سریال داستان لیسی

همراه با کارگردانی دقیق و جذاب پابلو لارین ، بهترین لحظات ” سریال داستان لیسی ” با توضیح ناپذیر شوم یک کابوس یا درخشش گرم یک خاطره دوست داشتنی رقم می خورد.

عجیب و غریب و عجیب و غریب همیشه دوستان کینگ بوده اند ، و او برای آنها یک زمین بازی در ” سریال داستان لیسی ” ساخته است. صورت یک پسر به سخره بسیار پیر یک دیو باستانی تبدیل می شود. مجموعه ای از چهره ها ، برخی با پلاستیکهای مبهم و برخی به ظاهر ادای احترام به کارهای قبلی کینگ ، در سکوت در اطراف استخر عمیق زیر یک ماه قرمز خون جمع می شوند.

بیشتر بخوانید : نقد سریال هانیبال

یک جفت تازه عروس در ساحل می رقصند و با ریتمی از عشق که فقط آنها می توانند بشنوند ، رفت و برگشت می کنند. اما شکاف بین افراطی عشق و ترس جایی است که ” سریال داستان لیسی ” تلاش می کند جهان داخلی خود را تأسیس کند ، چه در فضای خیالی و چه در دنیای دنیوی.

فصل دوم سریال Raising Dion
بیشتر بخوانید

در ” سریال داستان لیسی ” جولیان مور با عنوان لیسی تیتراژ بازی می کند ، که در غم مرگ شوهرش ، نویسنده مشهور و مشهور بین المللی ، پرفروش بین المللی ، اسکات لندن (کلایو اوون ، برای دیدار مجدد “فرزندان مردان” با مور است).

این مینی سریال برای اولین بار لیسی را در عصر حاضر معرفی می کند: پس از دو سال هنوز در شوک مرگ اسکات است. از درخواستهای مكرر پروفسور داشمیل دانشگاه (ران سفاس جونز) برای دسترسی به مقالات ، نسخ خطی و سایر اسنادی كه اسكات از خود به جا گذاشته ، عصبانی شده است. و عصبانی کردن خواهرش دارلا (جنیفر جیسون لی) به دلیل اینکه نتوانست وزن خود را در مراقبت از خواهر بیمار روانی خود آماندا (جوآن آلن) کاهش دهد.

داستان سریال داستان لیسی

 لیسی با مرور خاطرات روابط خود و اسکات در طول سالها ، از حال عقب نشینی می کند و از طریق این نگاه عقب مانده ، ” سریال داستان لیسی ” روایتی موازی می سازد.

در حال حاضر ، لیسی به جهات مختلف کشیده شده است. او توسط پروفسور داشمیل و دژخیم بی نظیر او ، جیم دولی فوق العاده اسکات لندن (دان دان هان) کشیده شد. توسط دارلا ، که نگران است که آخرین حادثه خودزنی آماندا نشان دهنده قطع شدن عمیق تری از واقعیت است. و توسط یک شکار گنج ، یا شکار “بول” ، که اسکات برای او به جا گذاشت.

بیشتر بخوانید :‌ فصل پنج سریال Money Heist

سرنخی که اسکات در اطراف خانه و دفتر کار آنها به وجود آورد با گذشته ارتباط برقرار می کند ، به ” سریال داستان لیسی” اجازه می دهد جزئیات چگونگی عاشق شدن لیسی و اسکات ، پیوند بی نظیر اسکات و آماندا و چگونگی کودکی آشفته اسکات را پر کند.

الهام بخش کار او از طریق فلاش بک ، رویاها و کابوس ها ، ” سریال داستان لیسی” ما را در کنار شخصیت تیتراژ قرار می دهد ، در حالی که او تلاش می کند پیام نهایی را که اسکات از او باقی مانده است پیدا کند و جهان دیگر باید آن را درک کند.

هیچکدام از اینها بدون مور کارساز نیستند ، و او سریال را مجریان می کند حتی در حالی که به خودخوشی تبدیل می شود ، قدرت و عصبانیت زیادی را به تصویر می کشد که این زن عملاً توسط غم و کینه مصرف می شود.

بهترین سریال های خارجی
بیشتر بخوانید

داستان لیسی

خار پا بودن لیسی در همه جا وجود دارد ، از روشی که او به مردم می گوید گرفته تا اردک گذراندن وقت با آماندا. مور به ویژه با لی و اوون شیمی عالی دارد و روابط بین لیسی و دارلا و لیسی و اسکات واقعی ترین رابطه را دارند.

حتی هنگامی که ” سریال داستان لیسی ” شخصیت را بین دوره های زمانی مختلف از طریق ویرایش فزاینده ای متزلزل می کشد ، یا کمی بیشتر به عکس العمل های دردناک مور اعتماد می کند تا ما را از رنجی که در آن گذرانده است یادآوری کند ، یا نتواند ویژگی های شخصیت لیسی را از گذشته “همسر فداکار” نشان دهد ، “مور ثابت تحسین برانگیز است.

بیشتر بخوانید: سریال High Fidelity

با این حال ، مشکلات مور را فرا گرفته اند ، و بارزترین آن این است که چطور ” سریال داستان لیسی ” به طور همزمان بسیار نازک و فاقد نیازهای اساسی در مورد این شخصیت ها ، زندگی آنها و دنیای ماوراالطبیعی است که در آن گام برمی دارند. ازدواج لیسی و اسکات چگونه بود؟ چه چیزی اسکات را به عنوان نویسنده تحریک کرد؟

چرا یک زوج با 60 میلیون دلار ثروت را انتخاب کرده اند که در یک مزرعه آسان در ماین و حتی بدون راهروی شخصی یا دروازه قفل شده زندگی کنند؟

شما فکر می کنید که ممکن است فردی خیلی بد قوت باشد ، اما این بیانگر چگونگی قطع ارتباط ” سریال داستان لیسی ” از فضا و زمان است ، مانند اینکه این مجموعه بیش از آنکه به چسباندن آن مضامین علاقه مند باشد ، به این ایده های بزرگ در مورد شیطان کیهانی و ناشناخته بودن زندگی پس از مرگ علاقه مند است. به یک داستان خاص در مورد یک زن و شوهر خاص تصادفات فراوان است و طرح برای جابجایی آنها در هم می خورد.

روابط مشخصی به وضوح ارائه می شود ، و هر شخصیت درگیر به وضوح تصور و روشن می شود. سایر پویایی ها به مفروضات گسترده و پیشنهادهای داستانی متمرکز ما متکی هستند. این ناهمواری در ساخت شخصیت می تواند توسط برخی از اعضای بازیگر نقش اول ، مانند لی بسیار عجیب و غریب ، به طور قانونی هشدار دهنده DeHaan ، و مایکل پیت که به طور غیر منتظره ای ناآرام است ، طاقت فرسا شود.

سریال پسران راکت
بیشتر بخوانید

اما آلن خصوصاً کم لطف است و اصرار سریال برای برجسته کردن بیان نیمه کاتاتونیک و لعاب دار او در اپیزود پس از اپیزود ، به تدریج بی اثر است. و این مسئله با پیوندهای شخصیت آماندا به تصویر ناکافی سریال از سورئال پیوند دارد.

بیشتر بخوانید : معرفی سریال آینه سیاه

تلاش برای منطق بخشیدن به قلمرو اخروی سریال Boo’ya Moon کار احمقانه ای است ، اما به دلیل محدودیت های منطقی ژانر نیست. مقصر در اینجا ابهام و ابهام در نحوه بیان ” سریال داستان لیسی” تخیل کینگ است و همچنین در اینکه ” سریال داستان لیسی” کمی درباره چرایی هر یک از این مکان به ما می گوید.

چرا باید از هیولای Long Boy بترسیم ، جدا از لبه ضمنی لاوکرفتین؟ چرا اگر آن هیولا درون خود را غرق کند چرا این تعداد زیاد در این مکان قرار می گیرند؟ چرا خانواده اسکات چنین ارتباطی با آن دارند؟ لازم نیست داستان ها با قاشق در اختیار تماشاگران قرار بگیرند ، اما خلا inهای موجود در ” سریال داستان لیسی” از تأثیر آن می کاهد ، خصوصاً اینکه در نیمه آخر فصل بیشتر زمان پخش خود را به Boo’ya Moon اختصاص می دهد.

با کمک های طراح تولید گای هندریکس دیاز و تیم صداگذاری سریال ، لارین در هر قسمت لحظاتی از تنش و عصبانیت غیر قابل تحمل را تحویل می دهد و داستانی که کینگ تنظیم می کند یک داستان جذاب است. اما سرخوردگی نهایی و طولانی ” سریال داستان لیسی” ، شفافیت آن به جای دقت و ناتوانی در سازگاری دو نیمه عاشقانه و وحشت خود با یک کل منسجم و کاملاً رضایت بخش است.

نویسنده و منتقد سینما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 + هفده =