نقد فیلم خاطرات یک کشیش

نقد فیلم خاطرات یک کشیش : کشیش جوان فقط یک بار لبخند می زند. روزی است که وی برای گرفتن قطار و ملاقات با پزشک از شهر بی رحمانه روستایی خارج می شود. یک موتورسوار در حال عبور او را به ایستگاه میبرد و هنگامی که از پشت سرش بالا می رود ، شاهد پسر بچه درون مرد غمگین هستیم. روز خوبی است ، مسابقه با وجود نسیم بسیار سرگرم کننده است و او روستای Ambricourt را پشت سر می گذارد.

بیشتر بخوانید :فیلم هنرمند درجه یک

با مقاله نقد فیلم خاطرات یک کشیش همراه بامدادی ها بمانید.

برای بقیه زمان در ” فیلم خاطرات یک کشیش ” (1951) از رابرت برسون ، چهره این مرد به سختی احساساتی را خیانت می کند. او به نظر می رسد جدی ، گوشه گیر ، مبهوت از عظمت شغل خود. ایمان و شغل او برای او واقعی است ، اما کشیشان در Ambricourt او را تحقیر و توهین می کنند ، و در مورد او دروغ می گویند.

او نمی خواهد یا نمی تواند از خود دفاع کند. او نمی تواند خصومت را درک کند. وی روزانه ای نگهداری می کند که در آن اقدامات خود را که به نظر او بی فایده است ، ثبت می کند.

فیلم خاطرات یک کشیش داستان مردی است که به نظر می رسد خود را به عنوان قربانی کردن به خدا تقدیم می کند. او فقط با نان ، شراب و کمی سوپ سیب زمینی زندگی می کند. او گوشت و سبزیجات را کنار می گذارد. این به این دلیل است که معده او چیز دیگری را نگه ندارد یا اینکه رژیم غذایی سلامتی او را از بین می برد تا بعدا مشخص نیست.

بیشتر بخوانید : بهترین کتاب های ادبیات هند

او لاغر و ضعیف است ، خون سرفه می کند ، در خانه های کلیساها ضعف می یابد ، یک شب آخر در گل می افتد و نمی تواند بلند شود.

زمستانی تاریک است. چشم انداز اطراف کلیسای کوچک او عقیم است. غالباً هیچ نشانه ای از زندگی به جز پارس دور و غیر دوستانه سگ وجود ندارد. کلیسای وی و مانور شماری محلی در پشت میله های زندان بسته شده اند ، گویی که در برابر هم قرار گرفته اند.

دخترانی که در کلاس کتیکیسم هستند از او کلاهبرداری می کنند. اهالی محل به دلیل رژیم غذایی اش شایعه مست بودن او را شایعه می کنند اما ما هرگز او را مست نمی بینیم. برسون غالباً قاب را با صورت ، منفعل و خیره نگاههای متمرکزش پر می کند.

بیشتر بخوانید : بهترین رمان های ادبیات انگلیس

” فیلم خاطرات یک کشیش ” را به همراه ” فیلم مصائب ژاندارک” درایر یکی از دو فیلم بزرگ کاتولیک خوانده اند. من هر دو را به عنوان فاجعه ای درباره ایمانداران واقعی در مواجهه با جوامع بی رحم می بینم. مانند مسیح هر دو زندگی به مرگ ختم می شوند. کشیش به وظایف خود ادامه می دهد.

او می گوید یک مراسم روزانه که اغلب فقط یک نفر در آن شرکت می کند – و انگیزه او معنوی نیست. او مردم در محله خود را فرا می خواند ، به طوری که ضعیف است و به سختی می تواند با آنها صحبت کند ، نام آنها را از یک لیست عبور می دهد و دوباره به سرما می خورد. یک مرد محلی در مورد هزینه مراسم خاکسپاری همسرش با او درگیر می شود. مردم به عنوان “کشیش کوچک” به او تمسخر می کنند.

او سعی می کند تا فرماندار دختر کنت را ، که کنت با او رابطه دارد ، مشاوره کند. پشت هم به او توهین می کند. دختر از پدرش و بقیه عصبانی است. کنتس از این ماجرا خبر دارد اما اهمیتی نمی دهد. او پسرش را در جوانی از دست داد و هنوز در سوگ است.

بیشتر بخوانید : بهترین کتاب های ادبیات ژاپن

در صحنه عالی که مرکز فیلم خاطرات یک کشیش را تأمین می کند ، کشیش از کنتس می خواهد که ایمان داشته باشد و عشق مسیح را بپذیرد ، و او تحت یک تجدید حیات معنوی قابل توجه است. حتی در مورد این گفتگو دروغ گفته شده و علیه او برگزار شده است.

رابرت برسون برای جلب رضایت مخاطبانش کاری سطحی انجام نمی دهد. جوایز فیلم های او به آرامی از داستان های آنها آشکار می شود و عمیقا سوراخ می شود. او در مورد طبیعت انسان و بی تفاوتی دنیا بسیار جدی است. او یک کاتولیک نیست بلکه یک اگنوستیک است که برای هر تسلی خاطر که شخصیت هایش پیدا کنند ، به ایمان یا از آن ، ارزش قائل است.

استراتژی بصری او صحنه ها را به عناصر آسان داستان گویی تقسیم نمی کند بلکه آنها را به عنوان یک واقعیت تسلیم ناپذیر در نظر می گیرد. در این فیلم او بسیاری از معابر را با عکسهای عنبیه به سبک قدیمی باز و بسته می کند ، بازتولید عمل باز کردن چشمان ما به جهان ، دیدن واقعیت آن و بستن دوباره آنها.

بیشتر بخوانید : بهترین کتاب های ادبیات ایتالیا

موسیقی پس زمینه زیادی وجود دارد ، بعضی از آنها مبهم معنوی است ، بعضی از آن ساخارین است ، همه کنایه آمیزتر از تسلی است. این نگاه در ابتدا تاریک و ناامیدکننده به نظر می رسد ، اما فیلم های او نه در لحظه بلکه در طول کامل زندگی می کنند و برای ساعت آخر من طلسم بیشتری نسبت به یک هیجان داشتم. برسون کاری نمی کند که من “مانند” کشیش شود ، اما همدلی من فوراً درگیر بود.

برسون (1909-1999) یکی از چهره های بزرگ سینمای فرانسه بود. در 50 سال او فقط 13 فیلم ساخت. من آخرین فیلم “L’Argent” را در جشنواره فیلم 1983 1983 مشاهده کردم و به یاد می آورم که نمایش مطبوعات برخلاف بسیاری از کارگردان ها نبود.

شما فکر می کنید منتقدان در کلیسا هستند. این مسخره است که فیلم های او عمیقاً معنوی تر از فیلم های شخص دیگری هستند. او ایمان نیاورد ، اما به اعتقاد ، و امید احترام می گذاشت.

بیشتر بخوانید : فصل دوم سریال bonding

نه برای شخصیت های او ، تسلیت توطئه های مرتب و مکالمه های سرگرم کننده. آنها با این معضل وجودی روبرو هستند: زندگی وقتی مقصد مرگ است ، چه مفهومی دارد؟ در ” فیلم خاطرات یک کشیش ” ، قهرمان جوان از توصیه هایی که از دکتر محلی و کشیش پیر یک کلیسای نزدیک دریافت می کند استقبال می کند.

دکتر وی را معاینه می کند ، مشاهده می کند که همه مردم محلی در اثر اعتیاد به الکل والدین خود ضعیف شده اند ، به او هشدار می دهد که دچار سوتغذیه نیست ، او را نصیحت می کند ، “با این کار روبرو شوید!” کشیش (همانطور که ممکن است فقط یک کشیش فرانسوی باشد) برخی از مشکلات خود را ناشی از عدم نوشیدن شراب بهتر می داند. توصیه های کشیش مهربانانه ، عملی است و با مدیریت یک محله همراه است.

او با پسر جوان مانند یک پسر رفتار می کند. ما احساس می کنیم که او پیرمرد خوبی است و کشیش خوبی است ، اما از فداکاری که به افراط خطرناک می رسد احتیاط می کنیم.

بیشتر بخوانید : بهترین فیلمهای جیمز استورات

به سختی می توان ستاره این فیلم خاطرات یک کشیش ، كلود لیدو را بازی كرد. در زندگی او کاملا سرزنده بود ، و در واقع یک برنامه تلویزیونی برای کودکان برگزار می کرد. برسون یک نظریه معروف داشت که بازیگران “الگو” هستند. او نیازی به اقدام آنها نداشت و در واقع بارها و بارها یک ضربه را تکرار می کرد تا نشانه های قابل مشاهده “بازیگری” را از بین ببرد.

سناریو ، استراتژی بصری و ویرایش داستان او را در بر می گیرد. به نظر نمی رسد بازیگر خیلی فعال باشد زیرا شخصیت او بعد از همه فقط شخصیتی است که زندگی و سرنوشت به این طرف و آن طرف هل داده است. به نظر می رسد این یک رشته هنری شدید است ، اما نتیجه می تواند تصفیه کننده باشد.

بعد از ظهور از یکی از فیلم های او ، گاهی اوقات ممکن است ببینید که یک فیلم معمولی احمقانه عمل می کند: شخصیت ها در واقع معتقدند که می توانند نتیجه را تحت تأثیر قرار دهند!

بیشتر بخوانید : بتهوون کیست؟

فیلمی مانند ” فیلم خاطرات یک کشیش ” با ادامه کار قدرت خود را جمع می کند. همیشه این حس وجود دارد که برسون دقیقاً می داند کجا می رود و ساده ترین راه برای رسیدن به آنجا است. تأثیر مخرب سفر کشیش برای بازدید از یک متخصص در لیزه را در نظر بگیرید. ما هرگز حتی نظر پزشک دوم را نمی شنویم.

ما آن را از طریق ژورنال یاد می گیریم ، با صدای بلند می خوانیم ، همانطور که در کل فیلم لحظات کلیدی روایت می شود. کشیش پس از ترک مطب دکتر به ملاقات یکی از دوستان خود از حوزه علمیه می رود ، اکنون به دلیل بیماری در یک فقر زندگی می کند و به دنبال این مرد (که در گناه زندگی می کند) می رود زیرا او هنوز هم یک کشیش است ، و می تواند تسلیت و استغفار را ارائه دهد.

یک چیزی که از آن اطمینان داریم این است که ” فیلم خاطرات یک کشیش ” حرفه و ایمان خود را بسیار جدی می گیرد. همچنین فیلم آنها را زیر سوال نمی برد. این دقیقاً درباره معضلی است که همه باید با آن روبرو شویم: ایده های ما تا چه حد می توانند ما را در رویکرد مرگ حمایت کنند؟

بیشتر بخوانید : بهترین کتاب های ادبیات یونان

ایده های کشیش جوان ثابت می کند که او در آخرین لحظات پایدار است ، اما آنها کمی زودتر برای دلجویی از او تلاش کردند. او دنیایی از قساوت و جهل خرد را پشت سر می گذارد. او هیچ سزاوار سرزنشی انجام نداد.

یادداشت ها: دست و دست خط در فیلم متعلق به برسون است. ” فیلم خاطرات یک کشیش ” در سال 2011 در یک نمایش دیجیتالی جدید که به مناسبت شصتمین سالگرد خود سفارش داده شده است ، در اکران ملی است. در مجموعه های فیلمهای بزرگ من همچنین در مورد ” فیلم جیب بر ” برسون و ” فیلم ناگهان بالتازار ” نوشته ام.

بیشتر بخوانید : کتاب های آلبر کامو

پایان مقاله نقد فیلم خاطرات یک کشیش